خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و تنهایی میگوید و از اشکهایش به عنوان تنها همراه و پیامرسانش یاد میکند. او از نادانی خود و نیاز به یاری میگوید و هر گناه ناشی از اشکهایش را به خیالی نسبت میدهد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مانند درد فراق و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱۲ - گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
مرو کآن سیه رو تو را می دواند ۱
کسی نیست کآنجا رساند پیامم
مگر نالهٔ من به جایی رساند ۲
مرا در شب هجر او کیست بر سر
به جز دیده یاری که آبی چکاند ۳
دلا صورت حال نادانی من
به نوعی ادا کن به پیشش که داند ۴
کنون هر گناهی که آید ز اشکم
خیالی یکایک به رو می نشاند ۵
مرو کآن سیه رو تو را می دواند ۱
کسی نیست کآنجا رساند پیامم
مگر نالهٔ من به جایی رساند ۲
مرا در شب هجر او کیست بر سر
به جز دیده یاری که آبی چکاند ۳
دلا صورت حال نادانی من
به نوعی ادا کن به پیشش که داند ۴
کنون هر گناهی که آید ز اشکم
خیالی یکایک به رو می نشاند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - گر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.