خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از جذابیتهای معشوق مانند زلف، قامت، و لبهایش یاد میکند و تأثیرات عمیق این عشق بر زندگی خود را بیان مینماید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند رازداری، رسوایی، و معجزات اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند جفا و شوخی، محنت و غم، و رسوایی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۲۱۰ - کمند زلف توام پای بند سودا کرد
کمند زلف توام پای بند سودا کرد
به عهد سروِ قدت فتنه دست بالا کرد ۱
به اهل حسن طریق جفا و شوخی داد
همان که محنت و غم را نصیبهٔ ما کرد ۲
ز بس که گفت به مردم سرشک راز دلم
ببین که آخر کارش خدا چه رسوا کرد ۳
اگر چه چشمهٔ خضر از نظر نهان شده بود
ولی به خنده دهان تو باز پیدا کرد ۴
لب تو کرد به یک بوسه با خیالیِ خویش
به مرده آنچه خواص دم مسیحا کرد ۵
به عهد سروِ قدت فتنه دست بالا کرد ۱
به اهل حسن طریق جفا و شوخی داد
همان که محنت و غم را نصیبهٔ ما کرد ۲
ز بس که گفت به مردم سرشک راز دلم
ببین که آخر کارش خدا چه رسوا کرد ۳
اگر چه چشمهٔ خضر از نظر نهان شده بود
ولی به خنده دهان تو باز پیدا کرد ۴
لب تو کرد به یک بوسه با خیالیِ خویش
به مرده آنچه خواص دم مسیحا کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام می بخشد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.