خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او از درد دل شکسته و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که چگونه دل و جانش به معشوق مشغول است. شاعر همچنین از مقایسه خود با دیگران و جایگاه ویژه‌ای که معشوق در دلش دارد، سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند. در نهایت، شاعر از شیرینی و چرب زبانی به عنوان راهی برای جلب توجه معشوق یاد می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۰۷ - من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی ۱

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی ۲

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی ۳

تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی ۴

بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی ۵

مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی ۶

مست بی خویشتن از خمر ظلوم است و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی ۷

تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی ۸

من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی ۹

خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۰۶ - کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی
گوهر بعدی:غزل ۶۰۸ - ای سرو حدیقه معانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.