خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر میپردازد. شاعر از زلف معشوق، ماه و ستارهها، ابروی کمانی، و اشکهایش به عنوان نمادهایی برای بیان عشق و درد خود استفاده میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۲ - سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
چه لازم است مه من که شب ستاره نماید ۱
چنین که نیست به جز پرده مانعی ز جمالت
امید هست که او نیز پاره پاره نماید ۲
شبی کز ابروی شوخت میان گوشه نشینان
حکایتی گذرد ماه نو کناره نماید ۳
گهی که راست کند قامت تو تیر بلا را
خرد که کار برآر است هیچکاره نماید ۴
کسی ز راز دل و دیده کی خبر شود اینجا
مگر که اشک من این راز آشکاره نماید ۵
نمود با دل سختش تصوّر تو خیالی
چو آبگینه که تیزی به سنگ خاره نماید ۶
چه لازم است مه من که شب ستاره نماید ۱
چنین که نیست به جز پرده مانعی ز جمالت
امید هست که او نیز پاره پاره نماید ۲
شبی کز ابروی شوخت میان گوشه نشینان
حکایتی گذرد ماه نو کناره نماید ۳
گهی که راست کند قامت تو تیر بلا را
خرد که کار برآر است هیچکاره نماید ۴
کسی ز راز دل و دیده کی خبر شود اینجا
مگر که اشک من این راز آشکاره نماید ۵
نمود با دل سختش تصوّر تو خیالی
چو آبگینه که تیزی به سنگ خاره نماید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - شبی کآن ماه با ما خوش برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.