خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن می‌گوید. شاعر از زیبایی بی‌نظیر معشوق، ناکامی در عشق، و رنج‌های روحی خود می‌گوید. اشک‌های بی‌ثمر، بی‌وفایی معشوق، و آرزوهای بربادرفته از مضامین اصلی آن هستند.

متن شامل مفاهیم عاشقانه‌ای است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و حالات روحی عمیق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۹ - سرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد

سرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
کز خجالت پیش بالای تو سر بالا نکرد ۱

نقد جان در حلقهٔ زلف تو بازاری نیافت
تا متاعِ خوشدلی را در سر سودا نکرد ۲

اشک را زآن رو فکندم از نظر کاندر رهت
زو ندیدم آب رویی تا مرا رسوا نکرد ۳

ماجرای آب چشم گوهر افشان مرا
تا شنید آن بی وفا دیگر گذر بر ما نکرد ۴

با خیالی روزگاری لعل شیرین کار تو
گفت روزی چارهٔ کارت کنم امّا نکرد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - سروِ قدّت طرف باغ چو پا می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.