خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر فداکاری و عشق بیقید و شرط به معشوق است. شاعر از گریهها، فداکاریها و التماسهای خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، اشارهای به رضایت از جانباختن در راه معشوق دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'جان باختن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۵۸ - چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
ز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد ۱
ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکن
به دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد ۲
بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ست
که التماس کَرم از درگدای تو کرد ۳
به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کن
که رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد ۴
چه بود رای تو جان باختن بحمدالله
که هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد ۵
ز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد ۱
ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکن
به دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد ۲
بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ست
که التماس کَرم از درگدای تو کرد ۳
به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کن
که رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد ۴
چه بود رای تو جان باختن بحمدالله
که هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - چو زلف بی قرارش قصد جان کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - چو عطّار صبا در چین زلفت مشگ می بیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.