خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بر محدودیتهای بیان و ناتوانی در انتقال کامل احساسات و افکار تأکید دارد. شاعر از ناکامی در بیان عشق و شوق خود میگوید و اشاره میکند که برخی مفاهیم مانند مکر و فن در مسیر او جایی ندارند. همچنین، او بر اهمیت ادب و فروتنی در روابط انسانی تأکید میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۵۳ - تو را به جز سخن اندر دهن نمی گنجد
تو را به جز سخن اندر دهن نمی گنجد
سخن همین شد و دیگر سخن نمی گنجد ۱
کمال شوق دهان تو غنچه را در دل
به غایتی ست که در خویشتن نمی گنجد ۲
نمی کنم گله ز آن لب به کام و ناکامی
چرا که این سخنم در دهن نمی گنجد ۳
به اهل میکده زاهد دم از عقیده مزن
که در مسالک ما مکر و فن نمی گنجد ۴
خیالیا کمِ خود گیر تا نظر یابی
که در طریق ادب ما و من نمی گنجد ۵
سخن همین شد و دیگر سخن نمی گنجد ۱
کمال شوق دهان تو غنچه را در دل
به غایتی ست که در خویشتن نمی گنجد ۲
نمی کنم گله ز آن لب به کام و ناکامی
چرا که این سخنم در دهن نمی گنجد ۳
به اهل میکده زاهد دم از عقیده مزن
که در مسالک ما مکر و فن نمی گنجد ۴
خیالیا کمِ خود گیر تا نظر یابی
که در طریق ادب ما و من نمی گنجد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - ترک چشمت بی سپاه حُسن خنجر می زند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - چشمت آزار ما چه می خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.