خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، زهد و رندی می‌پردازد. شاعر از تقسیم‌بندی‌های الهی و تفاوت‌های میان انسان‌ها سخن می‌گوید، زاهد را دارنده نام نیک و ثروت می‌داند، اما خود را درگیر عشق و نیستی می‌بیند. همچنین، به زیبایی‌های عشق و مستی اشاره می‌کند و از دلباختگی و فداکاری در راه معشوق سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق زمینی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۹ - تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده اند

تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده اند
در خور هر فرقه مرسومی معیّن کرده اند ۱

نام نیک و نقد هستی را به زاهد داده اند
نیستیّ و عشق را در گردن من کرده اند ۲

با تو دعویِّ نظر بازی کسانی را رسد
کز غبار خاک کویت دیده روشن کرده اند ۳

سر گران ز آن است چشم مست یار و جام می
کاندر این ره هر یکی خونی به گردن کرده اند ۴

ای خیالی دامن جان چاک زن کارباب دل
سرخ رویی ها چو گُل از چاک دامن کرده اند ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - تاب رویت به فروغ مه تابان ماند
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.