خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد عشق و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از بخت بد، دلبستگی به معشوق، و از دست دادن آرامش و صبر مینالد. همچنین، او از تأثیر نگاه معشوق بر خود و پشیمانیهایش میگوید و اشاره میکند که گمراهیهایش تحت تأثیر جذبهی معشوق بوده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و گناه نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۲۵ - تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
مهر رخ تو گوی لطافت زماه برد ۱
دل هرکجا که رفت به دعویِّ عشق تو
با خویشتن نفیر و فغان را گواه برد ۲
از ما قرار و صبر و دل و دین مدار چشم
کاین جمله چشم شوخ تو در یک نگاه برد ۳
این آب روی بس که سرشک ندامتم
خواهد ز لوح چهره غبار گناه برد ۴
از گمرهی تمام خیالی گذشته بود
بازش خیال نرگس مستت ز راه برد ۵
مهر رخ تو گوی لطافت زماه برد ۱
دل هرکجا که رفت به دعویِّ عشق تو
با خویشتن نفیر و فغان را گواه برد ۲
از ما قرار و صبر و دل و دین مدار چشم
کاین جمله چشم شوخ تو در یک نگاه برد ۳
این آب روی بس که سرشک ندامتم
خواهد ز لوح چهره غبار گناه برد ۴
از گمرهی تمام خیالی گذشته بود
بازش خیال نرگس مستت ز راه برد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - تابِ رویت رونق خورشید عالمتاب برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.