خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن شعری است که از عشق، انتظار و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دلبستگی، اشکها و آرزوهایش میگوید و از آیندهای نامعلوم که در انتظار اوست. همچنین، اشارهای به گذرا بودن زمان و تغییر حالات دارد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۱۸ - باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد
باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد
چشم بگشادی و مفتاح جفا خواهد شد ۱
هیچ کس نیست کز آن طرّه گشاید شکنی
این گشاد از قدم باد صبا خواهد شد ۲
حالیا شیفته حالیم به سودای خطت
بعد از این حال که داند که چه ها خواهد شد ۳
آب چشمی که محبّان همه این خاک شدند
ز آن که تا چشم زنی نوبت ما خواهد شد ۴
دوش می گفت خیالی که کجا شد دل من
دهنت گفت همین جاست کجا خواهد شد ۵
چشم بگشادی و مفتاح جفا خواهد شد ۱
هیچ کس نیست کز آن طرّه گشاید شکنی
این گشاد از قدم باد صبا خواهد شد ۲
حالیا شیفته حالیم به سودای خطت
بعد از این حال که داند که چه ها خواهد شد ۳
آب چشمی که محبّان همه این خاک شدند
ز آن که تا چشم زنی نوبت ما خواهد شد ۴
دوش می گفت خیالی که کجا شد دل من
دهنت گفت همین جاست کجا خواهد شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - باز این دل خود کام به فرمان کسی شد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.