خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری، با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، به توصیف عشق و جمال معشوق میپردازد. شاعر از گوهر وجودی انسان، لطف و زیبایی معشوق، و تأثیرات عشق بر دل عاشق سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۶ - آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد
آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد
نقدی ست که صرّاف ازل با تو روان کرد ۱
تا آب خِضِر لطف لبِ لعل تو را دید
در پردهٔ خاکی ز حیا روی نهان کرد ۲
نافه چه خطا گفت که باد سحری دوش
مویش بگرفت و سوی زلف تو کشان کرد ۳
اشک از نظر افتاد بدین جرم که ما را
بی وجه در ایّام تو رسوای جهان کرد ۴
تا نکهت زلف تو رساند به خیالی
بر بوی همین رفت دل و راه همان کرد ۵
نقدی ست که صرّاف ازل با تو روان کرد ۱
تا آب خِضِر لطف لبِ لعل تو را دید
در پردهٔ خاکی ز حیا روی نهان کرد ۲
نافه چه خطا گفت که باد سحری دوش
مویش بگرفت و سوی زلف تو کشان کرد ۳
اشک از نظر افتاد بدین جرم که ما را
بی وجه در ایّام تو رسوای جهان کرد ۴
تا نکهت زلف تو رساند به خیالی
بر بوی همین رفت دل و راه همان کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - آن شاخ گل خرامان در باغ چون برآید
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - آن دم ایاز خاص به مقصود می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.