خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از جفاهای معشوق، اشکهای ریخته شده در راه او، و نصیحتهای عقل که نادیده گرفته شده، مینویسد. همچنین اشاره میکند که هیچکس نتوانسته است به درک کاملی از معشوق برسد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات عاطفی و روانشناختی مطرح شده نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۳ - یار جز در پیِ آزار دل ریش نرفت
یار جز در پیِ آزار دل ریش نرفت
چه جفاها که از او بر منِ درویش نرفت ۱
پای ننهاده به راه غم او سر بنهاد
اشک با آنکه در این ره به سر خویش نرفت ۲
عقل می گفت مرو در پی دلدار ولی
دل نکو کرد که بر قول بداندیش نرفت ۳
آمد و رفت بسی راست بر این در لیکن
هرکه اندک خبری یافت از او بیش نرفت ۴
تا رود پیش سگش ذکر خیالی روزی
سعی بسیار نمودیم ولی پیش نرفت ۵
چه جفاها که از او بر منِ درویش نرفت ۱
پای ننهاده به راه غم او سر بنهاد
اشک با آنکه در این ره به سر خویش نرفت ۲
عقل می گفت مرو در پی دلدار ولی
دل نکو کرد که بر قول بداندیش نرفت ۳
آمد و رفت بسی راست بر این در لیکن
هرکه اندک خبری یافت از او بیش نرفت ۴
تا رود پیش سگش ذکر خیالی روزی
سعی بسیار نمودیم ولی پیش نرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - هرکه از دیدار جانان همچو من مهجور نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - آزاد بنده یی که قبول دلی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.