خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به بیان عشق و وابستگی خود به معشوق یا پروردگار میپردازد. او خود را گناهکار اما امیدوار به بخشش و لطف بیکران معشوق میداند و معتقد است که هدایت و رهایی تنها در پیروی از اوست. همچنین، شاعر فقر خود را در برابر دولت عشق بیان میکند و اشاره میکند که حکایت او سرود روحانیان است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند 'هدایت'، 'عنایت' و 'دولت عشق' برای کودکان قابل درک نیست.
شماره ۸۳ - مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
گناه کارم و امّید بر عنایت توست ۱
تویی که غایت مقصود دردمندان را
نهایت کرم و لطف بی نهایت توست ۲
امید هست کز این ره به منزلی برسیم
چو رهنمای همه عاقبت هدایت توست ۳
کسی که بندهٔ فرمان توست آزاد است
علی الخصوص فقیری که در حمایت توست ۴
خیالیا تو فقیری ولی به دولت عشق
سرود مجلس روحانیان حکایت توست ۵
گناه کارم و امّید بر عنایت توست ۱
تویی که غایت مقصود دردمندان را
نهایت کرم و لطف بی نهایت توست ۲
امید هست کز این ره به منزلی برسیم
چو رهنمای همه عاقبت هدایت توست ۳
کسی که بندهٔ فرمان توست آزاد است
علی الخصوص فقیری که در حمایت توست ۴
خیالیا تو فقیری ولی به دولت عشق
سرود مجلس روحانیان حکایت توست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - نالهٔ دلسوز نی شرح غمی بیش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.