خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق او بر شاعر را توصیف میکند. شاعر از زلف معشوق، اشکهایش و تأثیر شب و روز در این عشق یاد میکند و در نهایت به عبادت و رندانگی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۳ - گر چه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
گر چه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
بی دهانت آب خضر از جانب او با لب است ۱
تا پدید آمد ز رویت زلف اشک افشان شدیم
شب چو پیدا می شود گاهِ طلوع کوکب است ۲
گر مزید حسن خواهی زلف را کوته مساز
روز را چون روزِ بازار درازی از شب است ۳
تا نشان داد از خم محراب طاق ابرویت
عادت رندان عبادت ورد یاران یارب است ۴
ای خیالی ترک این یارانِ کم نعمت بگو
تا نکورویان نگویندت فلان بد مذهب است ۵
بی دهانت آب خضر از جانب او با لب است ۱
تا پدید آمد ز رویت زلف اشک افشان شدیم
شب چو پیدا می شود گاهِ طلوع کوکب است ۲
گر مزید حسن خواهی زلف را کوته مساز
روز را چون روزِ بازار درازی از شب است ۳
تا نشان داد از خم محراب طاق ابرویت
عادت رندان عبادت ورد یاران یارب است ۴
ای خیالی ترک این یارانِ کم نعمت بگو
تا نکورویان نگویندت فلان بد مذهب است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - که می داند میِ شوق از چه جام است
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - گرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.