خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وفاداری به معشوق، لطف و قدرت او، و رنجهای عاشق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند یادآوری، فراموشی، و تأثیرات عاطفی عمیق وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۶۷ - سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است ۱
لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز
که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است ۲
غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است
در فن فتنه، ولی در فن خود استاد است ۳
ناله و آهِ مرا مرتبه بالاست ولی
زین میان سیل سرشک است که پیش افتاد است ۴
گفتمش یاد کن از عهد فرامش شدگان
گفت خوش باش خیالی که مرا این یاد است ۵
هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است ۱
لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز
که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است ۲
غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است
در فن فتنه، ولی در فن خود استاد است ۳
ناله و آهِ مرا مرتبه بالاست ولی
زین میان سیل سرشک است که پیش افتاد است ۴
گفتمش یاد کن از عهد فرامش شدگان
گفت خوش باش خیالی که مرا این یاد است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.