خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق مینویسد و بیان میکند که دلتنگ و بیمار است. او از غم و حسرت دوری میگوید و اشاره میکند که حتی باد صبا نیز مانند او بیمار است. شاعر از سختی زندگی بدون معشوق مینویسد و شیرینی عشق را به یاد میآورد. در نهایت، او به ناچار صبر را چارهی غم خود میداند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۸ - دلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
دلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
دیده در حسرت یاقوت تو گوهربار است ۱
ای که گفتی خبری از تو صبا برد ولی
مشکل این است که او نیز چو من بیمار است ۲
دور از او کار من آسان بکن ای غم ورنه
زندگی بی شرفِ صحبت جان دشوار است ۳
شور لعل تو از آن بر دل من شیرین است
که میان من و او حقّ نمک بسیار است ۴
با همه چهره فروزی و صفا صورت چین
پیش رخسار تو نقشی ست که بر دیوار است ۵
ای خیالی چو غم فرقت او را جز صبر
چاره یی نیست، صبوری به غمش ناچار است ۶
دیده در حسرت یاقوت تو گوهربار است ۱
ای که گفتی خبری از تو صبا برد ولی
مشکل این است که او نیز چو من بیمار است ۲
دور از او کار من آسان بکن ای غم ورنه
زندگی بی شرفِ صحبت جان دشوار است ۳
شور لعل تو از آن بر دل من شیرین است
که میان من و او حقّ نمک بسیار است ۴
با همه چهره فروزی و صفا صورت چین
پیش رخسار تو نقشی ست که بر دیوار است ۵
ای خیالی چو غم فرقت او را جز صبر
چاره یی نیست، صبوری به غمش ناچار است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - دلم را مقام عبادت درِ اوست
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.