خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شوق به معشوق و حضور خداوند سخن میگوید. او از جدایی و غیبت معشوق شکایت دارد اما حضور خدا را در این غیبت احساس میکند. همچنین، شاعر از قدرت معشوق در جذب و تسخیر دلها سخن میگوید و اشاره میکند که حتی یک نگاه معشوق میتواند تمام آرزوها را برآورده کند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۳۱ - اگر دیده در مهر و مه ناظر است
اگر دیده در مهر و مه ناظر است
غرض چیست او را از این، ظاهر است ۱
از آن دم که از چشم من غایبی
حضوری ندارم خدا حاضر است ۲
سرِ کوی شوقت عجب کعبه یی ست
که در وی دعا زاری زایر است ۳
تو ای تنگ شکّر به طوطیّ جان
چه گفتی که از تو بسی شاکر است ۴
چه محتاج قتل خیالی به تیغ
به یک غمزه خود کار او آخر است ۵
غرض چیست او را از این، ظاهر است ۱
از آن دم که از چشم من غایبی
حضوری ندارم خدا حاضر است ۲
سرِ کوی شوقت عجب کعبه یی ست
که در وی دعا زاری زایر است ۳
تو ای تنگ شکّر به طوطیّ جان
چه گفتی که از تو بسی شاکر است ۴
چه محتاج قتل خیالی به تیغ
به یک غمزه خود کار او آخر است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.