این متن عرفانی از مولانا، به رابطهٔ نزدیک انسان با معشوق الهی و وحدت وجود میپردازد. شاعر بیان میکند که یار (خدا) از ما به ما نزدیکتر است و اختلافها ناشی از نگاه سطحی انسانهاست. عشق حقیقی، مانند عشق حلاج، پیروز است و هرکه در این راه قدم بگذارد، منصور وار به مقصد میرسد. غرق شدن در می عشق، حتی اگر باعث فراموشی ظاهری شود، قابل درک است.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند «حلاج» و «منصور» برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی اشارات مانند «سر بر سر دار» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۴ - آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
شوخ چشمی ست که هم ناظر و هم منظور است ۱
یار نزدیکتر از ماست به ما در همه حال
گر به معنی نگری، ورنه به صورت دور است ۲
همه در حلقهٔ وصلیم به جانان لیکن
هرکه مشغول به غیر است از او مهجور است ۳
اختلاف نظر از ظلمت تأثیر هواست
ورنه بینایی اعیان همه از یک نور است ۴
هرکه حلاّج صفت کرد سری بر سرِ دار
در ره عشق به هرجا که رود منصور است ۵
اینچنین کز میِ شوق است خیالی مدهوش
فراق اگر می نکند سر زقدم معذور است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.