خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و فقر در راه معشوق سخن میگوید. شاعر از ادب و فروتنی در برابر معشوق، وسوسههای نفسانی، و ارزش فقر در عشق میگوید. همچنین، به ناپایداری دنیا و قدرت الهی اشاره میکند.
مفاهیم عرفانی و عاشقانهی عمیق در این شعر نیازمند درک و بلوغ فکری است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میشود. همچنین، برخی اشارات فلسفی و اخلاقی آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است پیچیده باشد.
شماره ۱۹ - آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
کز راه ادب پیش رخت رو به زمین داشت ۱
ز آن پیش که در کار کمان عقل برد پی
ابروی کماندار تو بر گوشه کمین داشت ۲
گر با غمت از نعمت فردوس کنم یاد
دانی که مرا وسوسهٔ نفس بر این داشت ۳
عمری ست که داریم سری بر قدم فقر
در عشق تو خود را نتوان بهتر از این داشت ۴
بر ملک مکن تکیه که در زیر زمین است
آن کس که همه روی زمین زیر نگین داشت ۵
نقد دل و جان صرف رهت کرد خیالی
در دست چو درویش تو نقدینه همین داشت ۶
کز راه ادب پیش رخت رو به زمین داشت ۱
ز آن پیش که در کار کمان عقل برد پی
ابروی کماندار تو بر گوشه کمین داشت ۲
گر با غمت از نعمت فردوس کنم یاد
دانی که مرا وسوسهٔ نفس بر این داشت ۳
عمری ست که داریم سری بر قدم فقر
در عشق تو خود را نتوان بهتر از این داشت ۴
بر ملک مکن تکیه که در زیر زمین است
آن کس که همه روی زمین زیر نگین داشت ۵
نقد دل و جان صرف رهت کرد خیالی
در دست چو درویش تو نقدینه همین داشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - آنچه بی روی توام گریه به روی آورده است
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - آن معلم که لبت را روش جان آموخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.