خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او پایان‌ناپذیر است و حتی در صد دفتر نیز نمی‌تواند تمام احساسات خود را بیان کند. او از دوری معشوق و درد عشق شکایت می‌کند و خود را به عنوان عاشقی بیمار توصیف می‌کند که هرگز بهبود نمی‌یابد. شاعر همچنین از وفاداری خود به عشق و پیمانش سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که او را درک کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۵۸۶ - به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی ۱

کتاب بالغ منی حبیبا معرضا عنی
ان افعل ما تری انی علی عهدی و میثاقی ۲

نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت
که خود را بر تو می‌بندم به سالوسی و زراقی ۳

اخلایی و احبابی ذروا من حبه مابی
مریض العشق لا یبری و لا یشکو الی الراقی ۴

نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد
تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی ۵

قم املا و اسقنی کأسا و دع ما فیه مسموما
اما انت الذی تسقی فعین السم تریاقی ۶

قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس ده
مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی ۷

سعی فی هتکی الشانی و لما یدر ماشانی
انا المجنون لا اعبا باحراق و اغراق ۸

مگر شمس فلک باشد بدین فرخنده دیداری
مگر نفس ملک باشد بدین پاکیزه اخلاقی ۹

لقیت الاسد فی الغابات لا تقوی علی صیدی
و هذا الظبی فی شیراز یسبینی باحداق ۱۰

نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایان
بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۵ - اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی‌پوشی
گوهر بعدی:غزل ۵۸۷ - به قلم راست نیاید صفت مشتاقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.