خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و دلتنگی سخن میگوید و بیان میکند که معشوق در دل او جای دارد، اما در واقعیت حضور ندارد. او از رنج و آتش عشق میگوید و اشاره میکند که معشوق در شب و روز همراه او نیست.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین ممکن است برای مخاطبان با سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۸۳ - دل گرچه نه پیداست نهانش نه تویی
دل گرچه نه پیداست نهانش نه تویی
گیرم که دل من است جانش نه تویی ۱
آتش چه زنی در وی، پرخون چه کنی
کآخر شب و روز در میانش نه تویی؟ ۲
گیرم که دل من است جانش نه تویی ۱
آتش چه زنی در وی، پرخون چه کنی
کآخر شب و روز در میانش نه تویی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - انصاف بده «اوحد» اگر مرد رهی
بعدی:اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.