خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر به عشق و وفاداری خود اشاره میکند و بیان میکند که مهر و محبت او هرگز از دلش بیرون نمیرود و سودای معشوق همیشه در قلبش باقی میماند. همچنین، شاعر از غم و اندوه خود میگوید که با وجود رفتنش، اشکهایش همچنان جاری است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۴۲ - مِهر تو چو مُهر از نگینم نرود
مِهر تو چو مُهر از نگینم نرود
سودای تو از دل حزینم نرود ۱
من خود رفتم ولیک خونابهٔ چشم
تا دامن عمر زآستینم نرود ۲
سودای تو از دل حزینم نرود ۱
من خود رفتم ولیک خونابهٔ چشم
تا دامن عمر زآستینم نرود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - عاشق چه کند چو دل به دستش نبود
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - گر عکس رخت زدیده بگسسته شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.