خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از عشق و تأثیرات عمیق آن بر جان و دل خود می‌گوید. عشق باعث از دست دادن عقل و صبر او شده و هیچ دوستی به کمکش نیامده، جز چشمانش که اشک‌هایش را ریخته‌اند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا تأثیر منفی بر آن‌ها بگذارد.

مشاهده کامل

شماره ۴ - عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت
دل خون شد و عقل رفت و صبرم بگریخت ۱

زاین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت
جز دیده که هر چه داشت در پایم ریخت ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۲۴۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳ - آن کس که بنا نهاد این ایوان را
گوهر بعدی:شماره ۵ - آن را که زبان و سینه یکتاست کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.