خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. لب معشوق مانند تریاک، آتش جان را تسکین میدهد، اما اشکهای شاعر همه چیز را میشوید. دل شاعر که از دستش رفته، مانند باد گریخته و اکنون در خاک، پای معشوق افتادهاست.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند تریاک ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
شماره ۹۱ - ای گشته لبت آتش جان را تریاک
ای گشته لبت آتش جان را تریاک
آب چشمم ببرد عالم همه پاک ۱
آن دل که زدست من برون رفت چو باد
در پای تو افتاد به خواری در خاک ۲
آب چشمم ببرد عالم همه پاک ۱
آن دل که زدست من برون رفت چو باد
در پای تو افتاد به خواری در خاک ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - هر محنت و هر بلا که در جان من است
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - انصاف زاختلاف ایّام فرق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.