خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که اگر فردی خستهدل به او پناه آورد، جان و دل و چشمانش را فدای او میکند و چنان شیفتهاش میشود که حتی حاضر است در راهش بمیرد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۸۴ - گر با من خسته دل بیفتد رایش
گر با من خسته دل بیفتد رایش
جان و دل و دیده هر سه سازم جایش ۱
وآنگاه مرا زغایت سودایش
روزی بینی بمرده اندر پایش ۲
جان و دل و دیده هر سه سازم جایش ۱
وآنگاه مرا زغایت سودایش
روزی بینی بمرده اندر پایش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - ای عقل همیشه از طرب تنها باش
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - بادا! چو رسی به زلف مشک افشانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.