خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بازگشت اقبال و شادی به زندگی خود میگوید و اشاره میکند که حاسدان با دیدن او، او را دیوانه و شوریدهحال میخوانند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «حاسد» و «شوریده» نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۴۲ - جان را دگر اقبال ز در باز آمد
جان را دگر اقبال ز در باز آمد
دل را دگر آبی به جگر باز آمد ۱
حاسد چو مرا بدید اکنون گوید
کان «اوحد» شوریده دگر باز آمد ۲
دل را دگر آبی به جگر باز آمد ۱
حاسد چو مرا بدید اکنون گوید
کان «اوحد» شوریده دگر باز آمد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - بر حرف دم از دل چو نقط می افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - روز رخ تو کسوت شب می دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.