خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، گوینده با نی (نی انبان) گفتوگو میکند و از آن میپرسد که فریادش از چیست. نی پاسخ میدهد که او را از شکرلب (معشوق) جدا کردهاند و زندگی بدون ناله و فریاد ممکن نیست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۱ - با نی گفتم تو را که فریاد زکیست
با نی گفتم تو را که فریاد زکیست
بی هیچ زبان ناله و فریاد زچیست ۱
گفتا زشکر لبی بریدند مرا
بی ناله و فریاد نمی شاید زیست ۲
بی هیچ زبان ناله و فریاد زچیست ۱
گفتا زشکر لبی بریدند مرا
بی ناله و فریاد نمی شاید زیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - سالک چو مدام از خودی خود خیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - نی گفت سر نالهٔ من آن داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.