خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از غم و اندوهی که بر دلش چیره شده سخن میگوید و بیان میکند که حتی سلطان جهان نیز در برابر غم او ناتوان است. او خود را فدای این غم میکند و از ناتوانی دیگران در برابر آن یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا تأثیر منفی بر آنها بگذارد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و معنایی متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۴۲ - بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
بیگانهٔ جان شد دل و خویش غم تو
قربان دل من است کیش غم تو ۱
سلطان جهان پیش غمت مسکین است
مسکینان را چه قدر پیش غم تو ۲
قربان دل من است کیش غم تو ۱
سلطان جهان پیش غمت مسکین است
مسکینان را چه قدر پیش غم تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - دل در غم غم زنش که غم با غم خورد
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - سبحان الله چه سخت کاری غم تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.