خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر احساس میکند که در هیچکجا پذیرفته نمیشود، نه در خرابات و نه در صومعه. او از این که نمیداند در نهاد وجودش چه مصلحتی نهفته است، ابراز ناامیدی میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، حس ناامیدی و سردرگمی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۱۴ - ما را به خرابات به کس نسپارند
ما را به خرابات به کس نسپارند
در صومعه نیز زاهدان نگذارند ۱
معلوم نمی کنم که در جنس وجود
ما را زپی چه مصلحت می دارند ۲
در صومعه نیز زاهدان نگذارند ۱
معلوم نمی کنم که در جنس وجود
ما را زپی چه مصلحت می دارند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - چون سر بنهادیم کلاهی کم گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - درمان طلب از طبیب اگر رنجوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.