خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر سعدی بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. او از برق و مرغ می‌خواهد که پیام او را به معشوق برسانند و از دوری و فراق شکایت می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و از او می‌پرسد که چرا او را فراموش کرده است. در پایان، شاعر خود را بنده و چاکر معشوق می‌داند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۴۳ - ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری

ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری
آنجا که باد زهره ندارد خبر بری ۱

ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم
پیغام دوستان برسانی بدان پری ۲

آن مشتری خصال گر از ما حکایتی
پرسد جواب ده که به جانند مشتری ۳

گو تشنگان بادیه را جان به لب رسید
تو خفته در کجاوه به خواب خوش اندری ۴

ای ماهروی حاضر غایب که پیش دل
یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری ۵

دانی چه می‌رود به سر ما ز دست تو
تا خود به پای خویش بیایی و بنگری ۶

بازآی کز صبوری و دوری بسوختیم
ای غایب از نظر که به معنی برابری ۷

یا دل به ما دهی چو دل ما به دست توست
یا مهر خویشتن ز دل ما به در بری ۸

تا خود برون پرده حکایت کجا رسد
چون از درون پرده چنین پرده می‌دری ۹

سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۲ - آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری
گوهر بعدی:غزل ۵۴۴ - ای که بر دوستان همی‌گذری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.