خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شب تاریک و هجران معشوق میگوید که جانش به لب رسیده است. در خواب، خیال معشوق به دیدارش میآید و با دیدن روی او، صبح امید در دلش میدمد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۵۰ - شب دوش نقاب قیر بر رخ چو کشید
شب دوش نقاب قیر بر رخ چو کشید
از هجر توَم جان به لبان خواست رسید ۱
در خواب خیال تو چو آمد برمن
با روی تو سیر دیدنم صبح دمید ۲
از هجر توَم جان به لبان خواست رسید ۱
در خواب خیال تو چو آمد برمن
با روی تو سیر دیدنم صبح دمید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - صحرای جهان بی تو مرا تنگ آید
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - داماد خیال را نثاری نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.