خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که امروز مهمان یارش است و آماده است تا جان و دل خود را فدا کند. او احساس امنیت در دل دارد و سخنش از جانش سرچشمه میگیرد. در نهایت، اعلام میکند که زمان فداکاری و گذشتن از جان است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند 'جان فشانی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳۰ - امروز که یار من مرا مهمان است
امروز که یار من مرا مهمان است
بخشیدن جان و دل مرا پیمان است ۱
دل را خطری نیست، سخن در جان است
جان افشانم که وقت جان افشان است ۲
بخشیدن جان و دل مرا پیمان است ۱
دل را خطری نیست، سخن در جان است
جان افشانم که وقت جان افشان است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - تا دست وصال تو نگیرم در دست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - در حسرت آنم که شبی در کویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.