خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و فداکاری سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است همه چیز، حتی جانش را فدای معشوق کند. همچنین اشاره میکند که عشق به او میگوید که بدون معشوق، زندگی بیمعناست.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، این نوع شعرها معمولاً برای سنین بالاتر که توانایی تحلیل و درک بهتر احساسات را دارند، مناسبتر است.
شماره ۱۴۲ - ای دیدهٔ من فدای خاک در تو
ای دیدهٔ من فدای خاک در تو
گر فرمایی به دیده آیم بر تو ۱
عشقت گوید که تو نداری سرما
بی سر بادا هرک ندارد سرِ تو ۲
گر فرمایی به دیده آیم بر تو ۱
عشقت گوید که تو نداری سرما
بی سر بادا هرک ندارد سرِ تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - اندر ره عشق اگر شوی صادق تو
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - از شربت عشق تست دل مست شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.