خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید، اما از بیوفایی و سردی او شکایت دارد. او از رنج هجران و ناامیدی از وفاداری معشوق مینالد و در نهایت به خود و دیگران توصیه میکند که اگر تحمل سختیهای عشق را ندارند، از آن دوری کنند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکایت از بیوفایی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۵۰۲ - تو با این لطف طبع و دلربایی
تو با این لطف طبع و دلربایی
چنین سنگین دل و سرکش چرایی ۱
به یک بار از جهان دل در تو بستم
ندانستم که پیمانم نپایی ۲
شب تاریک هجرانم بفرسود
یکی از در درآی ای روشنایی ۳
سری دارم مهیا بر کف دست
که در پایت فشانم چون درآیی ۴
خطای محض باشد با تو گفتن
حدیث حسن خوبان خطایی ۵
نگاری سخت محبوبی و مطبوع
ولیکن سست مهر و بیوفایی ۶
دلا گر عاشقی دایم بر آن باش
که سختی بینی و جور آزمایی ۷
و گر طاقت نداری جور مخدوم
برو سعدی که خدمت را نشایی ۸
چنین سنگین دل و سرکش چرایی ۱
به یک بار از جهان دل در تو بستم
ندانستم که پیمانم نپایی ۲
شب تاریک هجرانم بفرسود
یکی از در درآی ای روشنایی ۳
سری دارم مهیا بر کف دست
که در پایت فشانم چون درآیی ۴
خطای محض باشد با تو گفتن
حدیث حسن خوبان خطایی ۵
نگاری سخت محبوبی و مطبوع
ولیکن سست مهر و بیوفایی ۶
دلا گر عاشقی دایم بر آن باش
که سختی بینی و جور آزمایی ۷
و گر طاقت نداری جور مخدوم
برو سعدی که خدمت را نشایی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۱ - تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
گوهر بعدی:غزل ۵۰۳ - تو پری زاده ندانم ز کجا میآیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.