خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشقی میگوید که او را از همه جدا کرده و هوشیاریاش را با بوی مستی ربوده است. او با دل شکسته و غمگین، تنها نیمی از دلش را داشته که غم نیز آن را با چربدستی ربوده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'بوی مستی' و 'چربدستی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰ - عشقت که زجمله خلق هستی بربود
عشقت که زجمله خلق هستی بربود
هشیاری ما به بوی مستی بربود ۱
من بودم و نیم دل به صد خون جگر
وآن نیز غمت به چربدستی بربود ۲
هشیاری ما به بوی مستی بربود ۱
من بودم و نیم دل به صد خون جگر
وآن نیز غمت به چربدستی بربود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - عشق تو که هرگزم ملولم نکند
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - [چو]ن عشق ولای خود دمیدن گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.