خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر احساسات عاشقانه و انتظار برای دیدار معشوق است. شاعر از طولانی شدن انتظار و وعدههای معشوق شکایت دارد و از بیصبری و رنج خود میگوید. او از تغییرات روز و شب و تأثیر معشوق بر زندگی خود سخن میگوید و در نهایت، از خیال معشوق به عنوان عاملی برای زیبایی و آرامش یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۰ - تا کیم انتظار فرمایی
تا کیم انتظار فرمایی
وقت نامد که روی بنمایی؟! ۱
اگرم زنده باز خواهی دید
رنجه شو پیشتر چرا نایی ۲
عمر کوتهتر است از آن که تو نیز
در درازی وعده افزایی ۳
از تو کی برخورم که در وعده
سپری گشت عهد برنایی ۴
نرسیدیم در تو و نرسد
هیچ بیچاره را شکیبایی ۵
به سر راهت آورم هر شب
دیدهای در وداع بینایی ۶
روز من شب شود و شب روزم
چون ببندی نقاب و بگشایی ۷
بر رخ سعدی از خیال تو دوش
زرگری بود و سیم پالایی ۸
وقت نامد که روی بنمایی؟! ۱
اگرم زنده باز خواهی دید
رنجه شو پیشتر چرا نایی ۲
عمر کوتهتر است از آن که تو نیز
در درازی وعده افزایی ۳
از تو کی برخورم که در وعده
سپری گشت عهد برنایی ۴
نرسیدیم در تو و نرسد
هیچ بیچاره را شکیبایی ۵
به سر راهت آورم هر شب
دیدهای در وداع بینایی ۶
روز من شب شود و شب روزم
چون ببندی نقاب و بگشایی ۷
بر رخ سعدی از خیال تو دوش
زرگری بود و سیم پالایی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۹ - خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیی
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱ - تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.