خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق عمیق و بیپایان خود میگوید که باعث گریه و اشکریزی شده است. او بیان میکند که در این عشق، حتی بدون چشم هم میتوان زندگی کرد و در نهایت، خود را بهطور کامل معشوق میداند و از خود میپرسد که اگر همهچیز معشوق است، پس عاشق کیست؟
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و انتزاعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی درباره عشق، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۹ - چشم همه اشک گشت و چشمم بگریست
چشم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بی چشم همی باید زیست ۱
از من اثری نماند این عشق زچیست
چون من همه معشوق شدم عاشق کیست ۲
در عشق تو بی چشم همی باید زیست ۱
از من اثری نماند این عشق زچیست
چون من همه معشوق شدم عاشق کیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - در عشق اگرچه شور و شر بسیار است
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - مقصود من از جمالت ای جان نظری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.