خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و بیان میکند که بدون حضور معشوق، زندگی برایش تلخ و سخت شده است. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و درد دوری را تسکین دهد، اما معشوق پاسخ میدهد که بدون او نیز خوش است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی و عاشقانه دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۴۸۴ - بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو ۱
شب از فراق تو مینالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو ۲
دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو ۳
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز در کشم بی تو ۴
پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو ۵
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو ۱
شب از فراق تو مینالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو ۲
دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو ۳
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز در کشم بی تو ۴
پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۳ - راستی گویم به سروی ماند این بالای تو
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵ - ای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.