خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد فراق و مرگ سخن میگوید و با بیان تلخی این رویداد، انگار که وجود فرد مورد نظر از ابتدا نبوده یا تقدیر چنین سرنوشتی را برای او رقم نزده است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مرتبط با مرگ و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۹ - اندیشهٔ مرگت زچه بگداخت جگر
اندیشهٔ مرگت زچه بگداخت جگر
طبّ تو مزاج مرگ نشناخت مگر ۱
انگار که نطفه ای نینداخت پدر
پندار که گلخنی نپرداخت قدَر ۲
طبّ تو مزاج مرگ نشناخت مگر ۱
انگار که نطفه ای نینداخت پدر
پندار که گلخنی نپرداخت قدَر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - پروانگکی به پیش شمعی بپرید
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.