خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. شاعر از جدایی و دوری معشوق رنج میبرد و نالههایش هر لحظه بیشتر میشود. او از تأثیرات عشق و هجران بر خود میگوید و آرزو میکند که روزی به وصال معشوق برسد. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان اشاره میکند و از نابرابریهای زندگی خود و معشوق سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۷۱ - وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من
وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من ۱
ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان
بس که به هجر میدهد عشق تو گوشمال من ۲
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من ۳
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من ۴
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من ۵
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من ۶
چرخ شنید نالهام گفت منال سعدیا
کآه تو تیره میکند آینه جمال من ۷
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من ۱
ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان
بس که به هجر میدهد عشق تو گوشمال من ۲
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من ۳
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من ۴
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من ۵
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من ۶
چرخ شنید نالهام گفت منال سعدیا
کآه تو تیره میکند آینه جمال من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۰ - ای روی تو راحت دل من
گوهر بعدی:غزل ۴۷۲ - ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.