این متن شعری است که بر اهمیت دوستی، عشق و پرهیز از دشمنی تأکید دارد. شاعر از خواننده میخواهد که در برابر قضا و قدر تسلیم باشد، از عشق و دوستی دوری نکند و از دشمنی و بدگویی پرهیز کند. همچنین، شاعر به زیبایی درونی و ظاهری اشاره میکند و از خواننده میخواهد که به جای تمرکز بر عیوب دیگران، به زیباییهای آنها توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. مفاهیمی مانند تسلیم در برابر قضا و قدر، عشق و دوستی، و پرهیز از دشمنی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی به دست میآید.
غزل ۴۶۸ - چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
تیرباران قضا را جز رضا جوشن مکن ۱
هر که ننهادهست چون پروانه دل بر سوختن
گو حریف آتشین را طوف پیرامن مکن ۲
جای پرهیز است در کوی شکرریزان گذشت
یا به ترک دل بگو یا چشم وا روزن مکن ۳
کیست کاو بر ما به بیراهی گواهی میدهد
گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن ۴
دوستان هرگز نگردانند روی از مهر دوست
نی معاذالله قیاس دوست از دشمن مکن ۵
تا روان دارد روان دارم حدیثش بر زبان
سنگدل گوید که یاد یار سیمینتن مکن ۶
مردن اندر کوی عشق از زندگانی خوشتر است
تا نمیری دست مهرش کوته از دامن مکن ۷
شاهد آیینهست و هر کس را که شکلی خوب نیست
گو نگه بسیار در آیینهٔ روشن مکن ۸
سعدیا با ساعد سیمین نشاید پنجه کرد
گر چه بازو سخت داری، زور با آهن مکن ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.