خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق و تحمل رنجهای عشق سخن میگوید. او صبر و تحمل را شرط عشق میداند و از تلخیها و شیرینیهای این راه میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و عظمت او اشاره میکند و از فداکاری در راه عشق صحبت مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۶۴ - دست با سرو روان چون نرسد در گردن
دست با سرو روان چون نرسد در گردن
چارهای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن ۱
آدمی را که طلب هست و توانایی نیست
صبر اگر هست و گر نیست بباید کردن ۲
بند بر پای توقف چه کند گر نکند
شرط عشق است بلا دیدن و پای افشردن ۳
روی در خاک در دوست بباید مالید
چون میسر نشود روی به روی آوردن ۴
نیم جانی چه بود تا ندهد دوست به دوست
که به صد جان دل جانان نتوان آزردن ۵
سهل باشد سخن سخت که خوبان گویند
جور شیرین دهنان تلخ نباشد بردن ۶
هیچ شک مینکنم کآهوی مشکین تتار
شرم دارد ز تو مشکین خط آهو گردن ۷
روزی اندر سر کار تو کنم جان عزیز
پیش بالای تو باری چو بباید مردن ۸
سعدیا دیده نگه داشتن از صورت خوب
نه چنان است که دل دادن و جان پروردن ۹
چارهای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن ۱
آدمی را که طلب هست و توانایی نیست
صبر اگر هست و گر نیست بباید کردن ۲
بند بر پای توقف چه کند گر نکند
شرط عشق است بلا دیدن و پای افشردن ۳
روی در خاک در دوست بباید مالید
چون میسر نشود روی به روی آوردن ۴
نیم جانی چه بود تا ندهد دوست به دوست
که به صد جان دل جانان نتوان آزردن ۵
سهل باشد سخن سخت که خوبان گویند
جور شیرین دهنان تلخ نباشد بردن ۶
هیچ شک مینکنم کآهوی مشکین تتار
شرم دارد ز تو مشکین خط آهو گردن ۷
روزی اندر سر کار تو کنم جان عزیز
پیش بالای تو باری چو بباید مردن ۸
سعدیا دیده نگه داشتن از صورت خوب
نه چنان است که دل دادن و جان پروردن ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۳ - چه خوش بود دو دلارام دست در گردن
گوهر بعدی:غزل ۴۶۵ - میان باغ حرام است بی تو گردیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.