خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن با دل خود گفتوگو میکند و از غم و اندوهی که دارد سخن میگوید. دل به او توصیه میکند که تسلیم شود و مانند گوی در دست چوگان غم، سر فرود آورد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند «گوی پیش چوگان غم» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۶ - با دل گفتم نئی زمردان غمش
با دل گفتم نئی زمردان غمش
بیهوده متاز گردِ میدان غمش ۱
دل گفت به من که رو سر انداز و مپرس
مانندهٔ گوی پیش چوگان غمش ۲
بیهوده متاز گردِ میدان غمش ۱
دل گفت به من که رو سر انداز و مپرس
مانندهٔ گوی پیش چوگان غمش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - سرگردانان راه دل بسیارند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - هر لحظه زدست غم به جان آید دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.