خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از عشق، رنج، صبر و گناه سخن میگوید. او از تلاشهای بیثمر و ناامیدیهای خود در عشق میگوید و بیان میکند که گاهی تنها راه حل، سکوت یا یادگیری سخن گفتن است. همچنین، شاعر به زیبایی و تأثیر کلام خود اشاره میکند و از حیرت حاسدان در برابر منطق و سخنوری خود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند گناه، صبر و عشق، برای مخاطبان جوانتر ممکن است چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۵۷ - چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن
چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن
خرمن ما را نماند حیله به جز سوختن ۱
گر نظر صدق را نام گنه مینهند
حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن ۲
چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق
روز دگر بامداد پاره بر او دوختن ۳
زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق
شمع و شراب است و شید پیش تو نفروختن ۴
تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم
شکر خیالت هنوز مینتوان توختن ۵
لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست
در نظر آفتاب مشعله افروختن ۶
منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند
چاره او خامشیست یا سخن آموختن ۷
خرمن ما را نماند حیله به جز سوختن ۱
گر نظر صدق را نام گنه مینهند
حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن ۲
چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق
روز دگر بامداد پاره بر او دوختن ۳
زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق
شمع و شراب است و شید پیش تو نفروختن ۴
تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم
شکر خیالت هنوز مینتوان توختن ۵
لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست
در نظر آفتاب مشعله افروختن ۶
منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند
چاره او خامشیست یا سخن آموختن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۶ - ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن
گوهر بعدی:غزل ۴۵۸ - گر متصور شدی با تو در آمیختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.