خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد دوری و نبود راهی برای رسیدن به معشوق شکایت میکند و افسوس میخورد که راه وصال کوتاه نیست. همچنین، از گذشت صبحهای فراوان بدون آگاهی از راز سحرگاهان و وصال ابراز تأسف میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۳ - دردا که درون صفه ما را ره نیست
دردا که درون صفه ما را ره نیست
و افسوس که سوی وصل ره کوته نیست ۱
ای بس که گذشت صبحها از من و تو
وز سرّ صبوح این دل ما آگه نیست ۲
و افسوس که سوی وصل ره کوته نیست ۱
ای بس که گذشت صبحها از من و تو
وز سرّ صبوح این دل ما آگه نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - آنی که فلک با تو درآید به طرب
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - ای دل صفت جمال او نتوان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.