خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناپایداری دوستی و عشق میگوید و بیان میکند که یاری و وفاداری مانند عمر انسان گذرا است. او از ترس از دست دادن این رابطه ابراز نگرانی میکند و بیم آن را دارد که روزی غباری میان آنها بلند شود.
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این ابیات نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شمارهٔ ۲۳۵ - الخوف
نی همچو منت به عمر یاری خیزد
یاری چو منت به روزگاری خیزد ۱
من خاک توم تو می دهی بر بادم
ترسم که میان ما غباری خیزد ۲
یاری چو منت به روزگاری خیزد ۱
من خاک توم تو می دهی بر بادم
ترسم که میان ما غباری خیزد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۳۴ - الخوف
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۳۶ - الخوف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.