خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که بدون آگاهی، روز و شب را با معشوق گذرانده و تصور میکرده خودش است، در حالی که تمام وجودش معشوق بوده است.
محتوا دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۸۱ - الاسرار
روزت بستودم و نمی دانستم
شب با تو غنودم و نمی دانستم ۱
ظن برده بُدم به من که من من باشم
من جمله تو بودم و نمی دانستم ۲
شب با تو غنودم و نمی دانستم ۱
ظن برده بُدم به من که من من باشم
من جمله تو بودم و نمی دانستم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۸۰ - الاسرار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸۲ - الاسرار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.