خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و سرگردانی ناشی از عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد تا لطفی کند، زیرا خود را در این وضعیت ناتوان میبیند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، درک شعر کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۰۱ - بنیاد دل ما غم تو ویران کرد
بنیاد دل ما غم تو ویران کرد
ما را هوس عشق تو سرگردان کرد ۱
زآنجا که تویی مگر که لطفی بکنی
پیداست کز اینجا که منم چه توان کرد ۲
ما را هوس عشق تو سرگردان کرد ۱
زآنجا که تویی مگر که لطفی بکنی
پیداست کز اینجا که منم چه توان کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - لطفی بکنی عنایت از سر گیری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.