خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر بیان میکند که دوست (معشوق یا خدا) را نمیتوان با چشم جسم دید، زیرا او فراتر از جهان مادی است. همچنین، تأکید میشود که برای دیدن حقیقت، باید از خود گذشت، زیرا خودپرستی مانع درک حقیقت میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۲۰ - ای دوست تو را زان به عیان نتوان دید
ای دوست تو را زان به عیان نتوان دید
کالبتّه به چشم جسم جان نتوان دید ۱
از تو بگذر که تو زتو چندان است
کز غایت تو ز تو جهان نتوان دید ۲
کالبتّه به چشم جسم جان نتوان دید ۱
از تو بگذر که تو زتو چندان است
کز غایت تو ز تو جهان نتوان دید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - در نفی تو خلق را امان نتوان داد
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - گفتم که زرخ پردهٔ عزّت بردار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.