خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از سرد شدن بیهدف آتش و دردناک بودن جام پر از زندگی خود افسوس میخورد. او تلاش میکند تا چراغی دیگر روشن کند، اما میترسد که با روشن کردن آن، مجبور به مردن شود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۱۴ - افسوس که آتشم ببیهوده فسرد
افسوس که آتشم ببیهوده فسرد
وین جام لبالبم رسیدست بدرد ۱
کوشم که کنم دگر چراغی روشن
ترسم که چو برفروزمش باید مرد ۲
وین جام لبالبم رسیدست بدرد ۱
کوشم که کنم دگر چراغی روشن
ترسم که چو برفروزمش باید مرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - ساقی قدحی که از میان خواهم رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - هر دم چو فلک بوضع دیگر گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.